دیدگاه ها و نظریات برخی از اندیشمندان
یورگن هابرماس : گفت: فلسفه حقیقت زمان خودش است. به تاثیرات سیاست در علوم تاکید می کند. جزﺀ مکتب فرانکفورت یا ( دانش انتقادی ) بود.
ایزایا برلین : استاد دانشگاه اکسفورد. گفت : فلاسفه حقیقتا سروکارشان با زبان است.
اسپایکمن : جغرافیا٬ راهبرد انسان٬ فضا و منابع است.
مایکل هیل : (امریکایی) : مقاله : اثبات گرایی٬ فلسفه پنهان در جغرافیا. گفت : هیچتحقیق جغرافیایی در خلاﺀ فلسفی صورت نمی گیرد.
دیوید استودارت : (انگلیسی). بکارگیری پارادایم در جغرافیا را در سه قلمرو قرار داد :1- رانش 2- ژئومورفولوژی 3- تحلیل مدل های نظریه ای با روش کمی. نکته : ( با جان استوارت و جمز استوارت اشتباه نشه ).
ژان برون : به همراه دولابلاش پارادایم امکان گرایی را اغاز کردند. مفهوم ( مورفولوژی چشم انداز فرهنگی ) را وارد فرانسه کرد. مطالعات او در زمینه مسکن٬ موقع شهرها و روستاها بود. نگاه او به اثار و نشانه هایی بود که از انسان بر روی زمین مانده و نقش بسته است (تست 84) {تحقیق شود}.
ایزایا بومن : در امریکا به همراه کارل ساور٬ امکان گرایی را جهانی کرد. نکته : ( با ایزایا برلین اشتباه نشه).
ادوارد اولمن : روی تاثیرات متقابل فضایی تاکید می کد. در دانشگاه واشینگتن به همراه ویلیام گریسون٬ ادامه راه شیفر در جغرافیای قانونمند بودند. او پیشنهاد کرد جغرافیا باید روی تاثیرات متقابل زندگی تاکید کند. کار اصیل علمی در دیدگاه فضایی اثر او در زمینه تاثیرات متقابل فضایی و مقاله تهاجمی شیفر در مورد استثناگرایی. او برای اولین بار عنوان ( فاصله کارکردی ) را مطرح کرد که به معنی ( هم تکمیلی ) است.
دیوید لاونتال : اولین بار عنوان جغرافیای شخصی را مطرح رد. از پیشگامان مکتب جغرافیای رفتاری بود. می گوید : هر فردی شخصا مجموعه ای از شناخت و ارزشهای محیطی را دارا می باشد که جغرافیای شخصی او محسوب می شود. به تفاوت جغرافیای تصویر ذهنی هر فرد معتقد بود. او به سه قلمرو معتقد بود : 1- جهان فیزیکی 2- عقاید در مورد محیط 3- رفتار مردم در محیط.
گوردون کلارک : (امریکایی). گفت ( در مورد جغرافیا و قانون ) : ساختارهای مختلف نهادی٬ پیامدهای مختلف جغرافیایی بوجود می اورد. نکته : ( با پی. کلارک اشتباه نشه ).
جورج برکلی : دیدگاه تجربه گرایی داشت.
ماکس هورکایمر : جزﺀ مکتب فرانکفورت یا ( دانش انتقادی ) بود٬ ( به همراه یورگن هابرماس وهربرت مارکوز ).
هربرت مارکوز : جزﺀ مکتب فرانکفورت یا ( دانش انتقادی ) بود. علم و تکنولوژی را به عنوان ( نیروهایی در جهت کنترل اجتماعی ) می شناخت.
ادوارد تف : تهیه مدلهای یکپارچه اثباتی ناحیه ای را مطرح کرد.
نیگل تریفت : چارچوب ساختاری را در جغرافیای ناحیه ای پیشنهاد می کند.
رابرت دال : از پیشگامان دیدگاه کثرت گرایی بود. او از برخوردها و کشتارها در جامعه کثرت گرا در کشورهای در حال توسعه با عنوان ( کثرت گرایی همستیزی ) یا ( کثرت گرایی تعارض امیز ) نام می برد و از مباحث عمده در جغرافیای فرهنگی – سیاسی و اجتماعی است.
پل پاگت : از پیشروان جغرافیای کثرت گرا بود. به دانشجویان توصیه می کرد روی کارکرد نواحی بیشتر کار کنند. و در روشهای ناحیه ای از نگرشهای اکوسیستمی و سیستمی بهره می گرفت. او به روابط اجتماعی در پراکندگی گروههای اجتماعی اعتبار علمی قائل بود. او از پیشگامان کثرت گرایی نژادی - قومی در جغرافیای اجتماعی می باشد.
اتو اشلوتر : گفت : تباین٬ تمایز و صفت مشخص یک ناحیه می تواند با تجدید بنای چشم انداز اولیه به روشنی بررسی گردد. تحت تاثیر فلسفه کانت بود. تحقیقات او درباره ( مورفولوژی تکوینی چشم اندازهای فرهنگی ) بود. اولین جغرافیدانی بود که به ( روابط کمی بین علت و معلول ) تاکید گذارد. مفهوم چشم انداز فرهنگی که بعدها به وسیله ژان برون وارد فرانسه شد و کارل ساور وارد امریکا کرد٬ همه از تفکرات اشلوتر منشاﺀ می گرفت. نظریات او در زمینه ( تاثیر مذهب در چشم اندازها ) مورد توجه ژاپنی ها و کره ای ها قرار گرفت.
سی ترول : او پیشگام اکولوژی چشم انداز بود٬ به مفهوم مطالعه مناسبات فیزیکی – بیولوژیکی مسلط بر واحدهای فضایی یک ناحیه. به روابط عمودی ( داخل یک واحد فضایی ) و افقی ( بین واحدهای فضایی ) تاکید می کرد. روابط عمودی٬ تاثیرات متقابل بین پوشش گیاهی٬ زندگی جانوری٬ هوا٬ اب و خاک را در داخل یک واحد فضایی همگون وطرح می سازد.
دنیس کاسگرو : او کارل ساور را مورد انتقاد قرار می دهد. می گوید : در چشم انداز٬ ساختار اجتماعی فراموش شده است.
ال. اس. برگ : (روسی). بنیانگذار علم چشم انداز در روسیه بود.
میکسل- گروسمن- لودر : انها تعریفی از چشم انداز ارائه کرده اند : چشم انداز= روابط اشکال یا نواحی فیزیوگرافیک با گروههای فرهنگی٬ چشم انداز جغرافیایی خلق می کند.
تورستن هاگراستراند : مدلی در زمینه فرایندهای پخش فضایی ارائه کرد. نظریه پخش پدیده های جغرافیایی از اوست.
ماکس وبر : گفت : کنشهای بشری٬ تابع قوائدی نیست که بر جهان طبیعی حاکم است. نکته : ( با الفرد وبر اشتباه نشه ).
هاینریش ریکرت – ویندلباند : ( فیلسوف ). انها ( علم تفسیری ) را اساس شناخت شناسی ( انسان شناسی به جهان خارجی ) در علوم انسانی قرار دادند. به دو روش به دو روش معتقد می باشند : 1- روش تعمیمی 2- روش تفریدی.
جان هاسپرس : گفت : تعریف باید شمول و گستردگی بیش از حد نداشته باشد ( مانع باشد ) از طرفی بیش از حد محدود نباشد ( جامع باشد ).
پال ناکس – جان اگنیو : (امریکایی). گفتند : این ( سازمان اقتصادی ) یک ناحیه و یا یک کشور است که تغییرات جمعیتی٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ اجتماعی و تکنولوژیکی را بوجود می اورد.
ابر کرومبی : گفت : جغرافیا زیربنای برنامه ریزی هاست.
هاوش هوفر : در دوره گرایش سیاسی کاهای جغرافیایی او در ایدئولوژی حزب نازی المان تاثیر گذاشت.
مارکهایم : او بهترین درجه حرارت را در اب و هوای مطلوب برای زندگی را 20 درجه سانتیگراد می دانست.
استمپ : جغرافیای طبیعی عبارت است از : مطالعه جغرافیایی از چهره های طبیعی سیاره زمین.
هربرت کریل : گفت : جغرافیای انسانی به تجزیه و تحلیل پراکندگی انسان و فعالیتهای اجتماعی٬ فرهنگی٬ اقتصادی و سیاسی او می پردازد.
جان اسکات کلتی : اولین بار عنوان جغرافیای کاربردی را به کار برد.
کلارنس پری : طرح واحدهای خودیار ( Neighbour hood ) برای ایجاد فضایی ارام برای سکونت و زندگی٬ از اوست.
پیر ژرژ : گفت : جغرافیای روستایی وطالعه تفصیلی وسیعی از جنبه های اساسی زندگی روستایی و اهداف و مشکلات تولید کشاورزی در محیط های طبیعی٬ اقتصادی و اجتماعی است. او عقیده داشت که موقع و مکان جغرافیایی شهرها را خواسته انسان و کار انسانی روی محیط طبیعی تعیین می کند. بنابر نظر او وجه فضایی شهر مترادف با وجه صوری شهر و مراد از ان رشد مرحله گونه شهر و انعکاس این رشد در مورفولوژی شهر می باشد.
پل وایت : گفت : جغرافیای روستایی به عنوان بررسی جنبه های فعالیت و سازمان انسانی در حوزه های غیر شهری است.
هانس بوبک : به عقیده او امروزه علم جغرافیا به بررسی عرصه های ساختار کارکردی می پردازد. او واضع نظریه ( سرمایه داری بهره وری ) یا مالکیت بزرگ اراضی روستایی می باشد.
ابنزر هاوارد : او عبارت ( قصر بلورین ) را برای مرکز خرید اطلاق کرد. گفت : حداکثر جمعیت در باغشهرها 30 هزار نفر است. نظریه ( باغشهرهای فردا ) از اوست.
هایت : به نظر او در اینده بخش مرکزی شهرها به شرکتها و حومه منتقل می شود.
تونی گارنیه : طرح ایجاد ( شهر صنعتی ) از ابتکار اوست.
جان ربرت – پیتر فریدمن – مایک داگلاس : کتاب توسعه روستاشهری که در ان مدل خاصی در زمینه توسعه روستایی ارائه کرده است٬ از ایشان است.
هانس کارول : او چشم انداز جغرافیایی را به قالی تشبیه کرده است.
پاتریک گدز : اصطلاح مگالوپلیس را ابتدا او به کار برد. همچنین اصطلاح ائتلاف شهرهای متروپلیس را مطرح کرد.
لوئیز مامفورد : کتاب فرهنگ شهرها از اوست.
موریس لولانو : یا( لولاسفر ). تعریف او از جغرافیا : علم انسان سکناگزین.
اولویه دلفوس : ناحیه تاریخی را مطرح کرد که مبین گذشته زیستی مشترک افرادی است با جریان تسلسل تاریخی همسان٬ خاطرات و عادات همرنگ و امیال مشترک.
امانوئل دومارتون : به اعتقاد او در قلمرو تحقیقات جغرافیایی به ویژه جغرافیای انسانی رعایت سه اصل الزامی است : 1- توسعه 2- تعمیم یا کلیت 3- علیت.
دمانژون : در محاسبه ضریب تمرکز و تفرق روستا با استفاده از روش دمانژون٬ زمانی که ضریب 1 باشد نشانه تفرق کامل است. او موضوع جغرافیای انسانی را مطالعه مناسبات گروهبندی های انسانی با محیط جغرافیایی می داند.
میتزن : شکل یابی مساکن روستایی بر پایه ( سنن تمدن قومی ) نظر اوست.
روژه برونه : می گوید : فضا٬ زاده ی مناسبات اجتماعی است { تحقیق شود}.
ماکس سور : برای اولین بار ( روان ) را عامل مهمی در اخذ نتایج اعمال انسانی در دانش جغرافیا مطرح نمود.
ویلیام جیمز : او بنیانگذار مکتب پراگماتیسم است.
توین بی : او اعتقاد داشت : شکل یابی تمدنهای بالنسبه درخشان در محیط های جغرافیایی نامناسب بیشتر بوده است و لذا در تجدید بنا و نوسازی تمدن به ( جبر معکوس ) اعتقاد داشت.
لوسین فور : او جبرگرا بود.
والتر تاور : او جغرافیا را علم وابستگی ها تعریف کرد.
جان هربرتسنن : او نخستین جغرافیدانی بود که به مفاهیم جغرافیایی و ناحیه ای نظم و اعتبار بخشید ( تست 84 ).
الدولئوپولد : ( محیط شناس ). کتاب حکمت زمین از اوست. در ان کتاب پارادایم بوم محوری را مطرح کرد.
فوئر باخ : از پیشگامان رادیکالیسم اروپایی است که معتقد بود تعلیم غذا دارای اهمیت اخلاقی و سیاسی بزرگی است ( تست 85 ).
سوزان استرنج : همبستگی سیستمی بین پول٬ قدرت و فضا در اقتصاد سیاسی را مطرح کرد ( تست 88 ).
بومن : او به مطالعه مسائل عملی جغرافیای سیاسی کشوری پرداخت.
ویتلس : او با رهیافت تاریخی٬ پیدایش حکومتها را بررسی کرد.
جونز : نظریه ( میدان متحد ) از اوست.
اچ. اچ. تایتوس : ص 12 کتاب. ( تعریف فلسفه جغرافیا ).
علامه طباطبایی : ص 12 کتاب. ( تعریف فلسفه جغرافیا ).
جی ام بروک : ص 12 کتاب. ( تعریف فلسفه جغرافیا ).
کینویگ : ص 19 کتاب. ( تعریف فلسفه جغرافیا ).
جواد صفی نژاد : کتاب بنه – انتشارات امیرکبیر٬ از اوست.
کاظم ودیعی : کتاب مقدمه ای بر مبانی جغرافیای انسانی ایران٬ از اوست.
علی محمودی : کتاب جغرافیای حمل و نقل – نشر دانشگاهی٬ از اوست.
تهیه و تنظیم : فرهنگ فتاحی wnily@yahoo.com
برچسبها: فلسفه جغرافیا, فرهنگ فتاحی, هابرماس, استودارت, پیر ژرژ, هاروی, دومارتون, شکویی
